امروز خیلی روز چرتی بود. دیشب شلم زدیم و چهار خوابیدم( قرار نیست به خواب ربطش بدم!) یکمی سرما خوردم. ولی همش امروز خواب بودم و خیلی هم پرخوری کردم. خودارضایی هم اومد روش حتی!، دیروزم پا زدم و درد میاد. شیکمم هنوز درد میاد. آزمونمم انصراف دادم. سه ساعتم تو اینستا بودم. یه دارم میگیردم یه چیز مثبت پیدا کنم گیر بدم به اون، میبینم هیچی نیست😅 خلاصه خیلی خراب بود دیگه.
دیروز پریروز یه کدی زدم که توی 20 ثانیه سابقه قیمتی 545 تا نماد بورسی رو میگیره! پشمااااااااااااااااااااااااااااااام کامل ریخت و الان شیود شیودم😂😂. خیلی چیز خفنیه و حسابی براش برنامه دارم.
چتم با فاطمه رو هم پاک کردم رفت.
یه کار خفن دیگه هم کرده بودم، ولی یادم نمیاد چی بود😅
یکم یه جوریم. دلم میخواد برخلاف چیزی که قبلا انجام دادم انجام بدم. همیشه مثلا هی تحت فشار گذاشتم و تهشم به نتیجه نرسیدم. هی اومدم از خوشیم زدم. نمیدونم مثلا اوضاع بیریخته، کنکور دارم پس اینستا و همه چی کنسل. همین وبلاگ چه قدر پاک کردم الکی. شاید اگه بلاگام نگه میداشتم و توش حرف میزدم دوران کنکور کارشناسی اینقدر افسرده نمیشدم. اخه از اینام دوری میکنم تهش درسی هم نمیخونم. فقط اداعه. الان دیدگاه من اینطوری بود. اره درس بخون، زبان بخون، تزتو ببر جلو، آزمون بده، ورزش کن، کنکور دکتری بده، چیزای دیگه یاد بگیر، تو لینکدین فعال باش و نمیدونم پست بزار، دیجیتال مارکتینگ هم یکم یاد نگیریم؟، اینا کنارش از خیلی چیزام میزنم، قزوین نرو، تفریح کنکله، ایسنتا اخه، بیرون نرو، رابطه کنسل. فقط همون اولیا مهم ان!
این هفته ام مشاوره رفتیم. یه همچین چیزی میگفت. میگفت که باید ظرفیتت رو بشناسی و همونقدر وقت بزاری. من جدا از اینکه ظرفیت رو در نظر نمیگیرم، میام به شکل غیر منطقی فشار رو یه جاهایی که حتی ظرفیت هم دارم میبرم خیلییییییی بالا!
بزار یه جدول درست کنم که کجاها دارم خیلی فشار میارم و کجاها خیلی سرکوب میکنم
اینا مواردی ان که الان از خودم انتظار دارم:
|
اینا مواردی ان که سرکوبشون میکنم:
|
جالبه. همینا.