یه سری چیزا رو به خودم ایمپوز میکنم. بعد اینا تبدیل میشن به یه سری باور که اره حتما باید همین جوری باشن. مثلا میام که دانشگاه میگم که نه من دانشگاه نمیتونم درس بخونم. دیه فقط میتونم خوابگاه بخونم. بعد اینجوری که میگم باعث میشه باورم بشه و دیگه هیچکاری نکنم.جاهای دیگم شبیه اینکار رو میکنم یامیکردم، یاصبح پا میشم میرم باشگاه یا نمیرم یا صبح زود پا میشم از خواب یا دیه روزم بهم ریخته یا چیزای دیگه که قبلا خیلی گفتم.
راه حلمم اینه که اره بیا خلاف اش عمل کنیم تا درست شه. یه لیستی باید در بیارم ببینم چه کارایی رو اینجوری میکنم بعد تک تک خلافشون انجام بدم تا درست بشن.
این چند روزه که درس نخوندم، باشگاهم نرفتم. احتمالا باشگاه رو امشب میرم فردا هم اگه خوب درس بخونم میرم.
امروز دقیقا 25 روزه غذای بیرون نخوردم و دو و نیم کیلو کم کردم. چهار کیلو کم کنم راضی ام.
من باب این داستان اول یه چیزی که هست اینه که صبح که پا میشم باید تکلیف خودمو مشخص کنم.
این قسمت بالا رو دیروز نوشتم بقیه اش رو الان دارم مینویسم.
اه دیروز رفتم مشاوره و خوب بود. دیگه بیشتر از اینکه مشاوره کمک کننده باشه، خودمم که باید تلاش کنم مشکلاتم رو حل کنم. یه لیستی ازشون باید در بیارم و یک یک برم سراغشون😎
تازگیا یه ذره شیطونی میکنم با یان AI اینا، با اینکه حال میده خدایی ولی کار زشتیه و باید دیگه انجامشون ندم.🙄
فردا امتحان دارم دو سه ساعت دیگه احتمالا دور اولم رو زدم. امتحان سختیه و اینو بدم دیه عملا خلاصینگا کاستاکورتا. بعدش دوباره میخوام یه برنامه ریزی ای بکنم و حسابی زخمی کنم.
دیروز با هر تلاشی بود صبح 9 پاشدم و شب زود خوابیدم. امروزم خیلی زود پاشدم، تقریبا ساعتای 4.5 اینای صبح، بعد شیطونیم گل کرد و دوباره ساعتای 8 اینا بود خوابیدم تا 11 و خدایی خیلی چسبیدش😁. سه شنبه هم میخوام بگیرم به نشانه اعتراض تا لنگ ظهر بخوابم. بی دلیلا. برای اینکه فقط نشون بدم هیچی نمیشه تا لنگ ظهر بخوابی😁.
برا باشگاه خوابگامونم دارن سیم کش میارن و از این به بعد خیلی جدی تر باشگاه رو میریم و فساد انجام میدیم😎😁
دیه اینکه شنبه ای اول صبح هر چی سهم داشتم دادم رفت. من عرضه کردم بازار ترسید عین سگ داره میریزه😁 حالا هر روز که منفی سه میخوره دارم ده درصد میخورم باشد که بیش از پیش سود بنماییم😁
اخ لباسامم پاشم برم بیارم بندازم تو ماشین لباسشویی. الان صدا داد یادم اومد ننداختم:/
دیه همینا. این روزا خیلی راضی ترم از زندگیم. خیلی با عیب تر شده ها! ولی راضی ترم. دیرتر پا میشم. نظم کمتری دارم. ساعت خوابم مشخص نیست. نمیدونم شیطونی بیشتر میکنم. بیخیال دکتری شدم. دیه هعی فشار نمیزارم رو خودم. و خب راضی ترم D: سرزنش نمیکنم. این واقعا خوبه. اصلا دیرم پا میشم دیه تحت فشار گذاشتن نیست. شیطونی میکنم دهن خودم سرویس نمیکنم. اینکه اینا انجام نمیدم خیلییییییییییی خوبه. موهام خیلی داره بهتر میشه🥲🥲. دارم لاغر میشم بدون اینکه کاری کنم و ...
همینا بریم درس بخونیم فردا بترکونیم